من بسیار گریسته ام
هنگام که آسمان ابری است
مرا نیت آن است که از خانه
بدون چتر بیرون باشم
من بسیار زیسته ام
اما اکنون مراد من است
که از این پنجره
برای باری
جهان را
آغشته به شکوفه های گیلاس
بی هراس
به محابا
ببینم.
(این سکوت را بگذارید به حساب یک داستان، یا رمان، یا یک کوفت و زهرمار دیگه که دوست دارم به زودی متولد شود)
پ.ن:
این متن لعنتی را از حسین نوروزی بخوانید.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:12  توسط حسین شیخ
|