تبليغاتX
باز تعریف - درباره انتخابات (یا چرا و به چه کسانی رای میدهم)

باز تعریف

نوشته هایی بی امید پول!

در این ساعتهای آخر مانده به پایان مهلت تبلیغات انتخابات مجلس، حقیر سراپا تقصیر صاحب این بلاگ، بالاخره تصمیم خود را گرفتم. بیشتر جهت درددل با کسانی که شاید گذری هم از این صفحه داشته باشند، چند نکته ای را مینویسم:

۱) هیچگاه تا این حد از انتخابات دلسرد نبوده ام، همه ما میدانیم که این انتخابات نه سرنوشت ساز است، نه مقطع خاصی را میسازد... یک انتخابات است: همین! شاید بزرگترین دلیل تردیدم در شرکت در انتخابات هم همین بود، نمیدانم به چه عللی، اصلا شور و شوق شرکت در انتخابات را نداشتم، به همین دلیل هم احساس میکنم تصمیم مبنی بر شرکت در انتخابات کاملا عقلانی است (یعنی از روی عقل گرفته شده است!) نتیجه این انتخابات هرچه باشد، اتفاق خاصی در این دیار نمی افتد. این را لازم نیست کسی به ما بگوید، اگر نگاهی به دوروبرمان، و روابط سست اجتماعی مردم با هم، ساختار از هم گسیخته جامعه و .... ام الفساد یعنی پدیده عفن و تهوع آور دروغُ که بر سراسر روابط اجتماعی!!! سلطه دارد، بیندازیمُ خواهیم دید زباله های اخلاقی آنچنان مشام ها را آزار میدهد که از یک انتخابات کاری برنمی آید، اما این دلیل نمیشود که ما یک حق را، به دلیل لجبازی با آنچه نمیدانیم چیست از دست بدهیم. من در این انتخابات شرکت خواهم کرد، به علت آنکه به من اجازه داده شده (دست کم ظاهرا) که میان دو الگو، یکی را انتخاب کنم، و این دو الگو آنقدر برای من متفاوت هستند که دست به انتخاب بزنم. در یکسو حداد عادل ، قالیباف و احمدی نژاد ایستاده اند و در سوی دیگر سید محمد خاتمی، محمدرضا خاتمی و کرباسچی و امثالهم.

۲) اما از آن مهمتر اینکه، من سه انتخاب دارم: عدم مشارکت، انتخاب فهرستی مشابه فهرست نمایندگان مجلس ششم، و انتخاب فهرستی مشابه فهرست مجلس هفتم. هر کدام از این انتخابها را انجام دهم، اتفاق خاصی رخ نخواهد داد، اما سکوت و تحریم انتخابات مرا در میان کسانی قرار خواهد داد که یا کلا ناامیدند یا در انتظار کمک آن سوی آبها هستند، بنابراین این گزینه صرفا به همین دلیل حذف میشود، برای انتخاب میان دو گزینه دیگر باید آنها را با هم مقایسه کرد.

۳) مجلس ششم، مجلسی ناموفق بود، به دلیل به سرانجام نرسیدن خواستهایش، آنها نخستین تلاششان را که اصلاح قانون مطبوعات بود ناباورانه، به دست خود از دستور هفتگیشان خارج کردند. مصوبه هایشان یکی یکی از سوی شورای نگهبان یا مجمع تشخیص رد شد. از سوی برخی (که شاید عوامل نفوذی خودشان بودند!!!!) کتک خوردند، فحش خوردند، آخر هم از رقابت بعدی محروم شدند و تحصن آرامشان هم خیانت محسوب شد، برای امضای یک نامه اعتراض آمیز، محکوم شدند و .... اما شخصا نمیتوانم تایید کنم که دست کم در مجلس، از آرمانهایشان دست کشیدند. آنها با شعارهای سیاسی رای آوردند و در راه تحقق همین شعارها هم اینهمه هزینه دادند و از همه جالبتر اینکه همین الان هم به خاطر پایبندی به آن آرمانها از سوی اصلاح طلبان کند رو، محکوم میشوند که چرا کندروی نکردند، چرا پای حرفهایی که به مردم زده بودند ماندند و کم نیاوردند. مجلس ششم مجلس صادقی بود، اگرچه کسی کمترین شکی در مورد ناموفق بودنش ندارد. اما این عدم موفقیت بیش از هرچیز به علت ساخت سیاسی خاص این دیار است ورنه آنان کمتر پا پس کشیدند.

۴) اما مجلس هفتم، موفق بود، اما مجلس نبود!!!! به عنوان یک موکل، بی اینکه به هیچیک از افراد مجلس فعلی بخواهم  توهین کنم، ناچارم اینجا بگویم که جز دروغهای تهوع آور، بوی چندش آور باندبازی، و سردرگمی و بی تصمیمی، برون دادی از این مجلس به من نرسید. مهمترین فعالیت این مجلس موفقیت آنان در الزام دولت به کشیدن ساعت به جلو در آغاز سال ۱۳۸۷ بود!!! مگر غیر از اینست که همین آقایان با جار و جنجال طرح تثبیت قیمتها را رو کردند و حالا هم با همان جرات و جسارت از ناموفق بودن آن سخن میگویند؟ مگر نطق فلان نماینده که خاتمی را مینواخت یادم رفته که میگفت هر سال اول عید بنزین بیست درصد گران میشود و .... و همان فلان نماینده الان به مردم لطف کرده و بنزین را آزاد!!! و غیر کوپنی!!! به چهارصد درصد قیمت میخواهد بفروشد و تازه پشت چشم هم نازک میکند که ما به فکر مردمیم که بنزین را آزاد میدهیم! به عنوان یک موکل،احساس میکنم وکیلانمان در این چهار سال، خودشان را، و نه چندان ما را، سرکار گذاشته بودند، هی احمدی نژاد طرح میفرستاد، این دوستان اول میگفتند عمرا!!! تصویب نخواهیم کرد. بعد کم کم نرم میشدند و آخر هم رییس جمهور محبوب، با منت طرح را تصویب تحویل میگرفت و پشت سرشان هم صفحه میگذاشت که اینها طرحهای ما را عوض کرده اند و عدم کارآییش تقصیر مجلس است. مگر نطق آقای نماینده یادم رفته که نذر کرده بود پشت تریبون روضه بخواند؟  مگر یادم رفته که رای گیری ها چطوری بود؟ تهش هم که دیگر آخر بامزه شده! با خودشان هم دعواشان شده! خوش چهره ای دو سال پیش از فلانی دفاع میکرد، حالا انشعاب زده، اوضاع شیرتوشیر شده! خودشان هم نمیدانند چه کار میخواهند بکنند. تا یادم نرفته این یکی را هم بگویم که دو ساعت بهش خندیدم، در یکی از مذاکرات مجلس، یکی از نمایندگان می گفت (نقل به مضمون): آقا این نیم درصد بودجه مگه چقدر میشه؟ این رو بدیم به خانواده های کم درآمد فقر تموم میشه!!!!! خلاصه اینکه از وکیلان مجلس هفتم اصلا راضی نیستم! البته رای من فقط یک رای است و من هم حرفهای خود را فقط همچون نظرات یک آدم معمولی بیان میکنم و متکی به پژوهش خاصی نیست!

۴) حالا باید بین این سه انتخاب میکردم: مجلسی که شاید موفق نباشد، ولی مصمم است (فهرست یاران خاتمی)، مجلسی که موفق است اما مجلس نیست (لیست اصولگراها) و و مجلسی که دست کسانی است که تهیه کننده فهرستشان دوست دارد و  میخواهد رییس جمهور شود (لیست شیخنا کروبی!) شما بودید کدام را انتخاب میکردید؟

۵) من جمعه رای میدهم، به لیست یاران خاتمی هم رای میدهم، اما امید اتفاق خاصی را هم ندارم! از فردا هم نق نمیزنم که اینها کار کردند یا نکردند! سهم من یک رای است، تقدیم آنان! اگر کمکی هم بعد از انتخاب شدنشان (اگر پیروز شدند) توانستم بکنم، در خدمتشان هستم! اما انتظاری جز صداقت و طرفداری از عقلانیت مدرن از آنها ندارم!

۶) حالا که این دوستان این پیشنهاد ما را جدی نگرفتند، ما هم به آنها رای میدهیم، یا وارد مجلس میشوند که فبها، به ما هم کمک میکنند که تلاش کنیم آکادمی ها و مجامع فرهنگی را به عقلانیت نزدیک کنیم، اگر هم رای نیاوردند، به قول دوستان فبهاها، خودشان از بیکاری می آیند سراغ مجامع فرهنگی و اصلاح طلبی فرهنگی (به جای اصلاح طلبی سیاسی) ، که بازهم مفید فایده است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 0:53  توسط حسین شیخ  | 
Balatarin Donbaleh