تبليغاتX
باز تعریف

باز تعریف

نوشته هایی بی امید پول!

۱) زندگی میگذرد...

۲) باید تشکر کرد از جناب نیکفر بابت اشاره ای که به نوشته ی این وبلاگ کرده اند. اعتراف میکنم کمی شگفت زده شدم.

۳) پاسخ آقای نیکفر به سیدآبادی را خواندم. گمان میکنم فتح باب خوب و متناسب با زمانی باشد... امید که به همین مختصر نماند و بحث و گفت و گو همچنان پیش رود.

۴) نوشتم که بگویم هستم تا اطلاع ثانوی، آنچه کم دارم برای این وبلاگ، سوژه نیست، حوصله است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 4:4  توسط حسین شیخ  | 
Balatarin Donbaleh

این وبلاگی که میبینید، وبلاگ چهارتا بچه ی گل و از گل بهتر است که دوتاشان برادر زاده ی من هستند و دو تای دیگرشان خواهر زاده ام. البته اعتراف میکنم که ایده ی وبلاگ را از حسین نوروزی کش! رفتم! بهشان سر بزنید... کلی به من اصرار کرده اند که بنویسم منتظر پیشنهاد و انتقادات خواننده هایشان هستند...

البته بگویم من هیچ دخل و تصرفی در متن داستانهایشان نکرده ام و نخواهم کرد... ضمنا هیچ تلاشی هم نمیکنم که فقط داستانهای خوبشان را در وبلاگ بیاورند.. خلاصه اینکه من فقط تایپیست هستم و وبلاگ واقعا مال همین چهار تا تخم مرغ ریزه میزه هست...

آنها منتظر کلی خواننده و کلی کامنت هستند... چشم انتظارشان نگذارید.. گفته اند سعی میکنند هرکدام هفته ای یک داستان بدهند...

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 13:16  توسط حسین شیخ  | 
Balatarin Donbaleh